دانلود جدیدترین آهنگ های شاد ماشین با عالی ترین کیفیت
بهترین و پرمخاطب ترین ترانه های شاد ماشین
آهنگ شاد ماشین مخصوص سیستم ضبط عالی
به
گزارش روز جمعه ایرنا به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگی، اجتماعی و
ورزشی شهرداری قزوین، محمد درفشانی افزود: اجرای این برنامه ها تا چهارم
فروردین ماه ادامه دارد.
وی اضافه کرد: اجرای برنامه عروسکی،تئاتر
عروسکی،مسابقه،برگزاری برنامه های فرهنگی و مذهبی و ارائه آموزش های
شهروندی و هویت شهری از بخشهای مختلف برنامه های ماشین دوستی و شادی است.
سرپرست
سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری قزوین با بیان اینکه عوامل ماشین
شادی و دوستی تاکنون 2 برنامه در بوستان ایثار و پامچال اجرا کرده
اند،اضافه کرد: این برنامه ها 26 اسفند ماه در بوستان ناحیه منفصل شهری
چوبیندر،27 اسفند در بوستان شهرک دانش، 28 اسفند در بوستان باغ نشاط، دوم
فروردین در بوستان رز و چهارم فروردین نیز در بوستان صفا برگزار می شود.
وی
ایجاد شهری شاداب و پرنشاط در شهر قزوین در نوروز 97 با محوریت آموزش های
شهروندی به کودکان را از جمله اهداف اجرای طرح ماشین ( منظور از ماشین خودرو نیست ) دوستی و شادی عنوان
کرد
منبع : ایرنا
دانلود ریمیکس های شاد برای مهمانی و عروسی و رقص از دیجی های مطرح ایرانی
مجموعه ای بهترین ریمیکس های شاد 97 با بهترین کیفیت مناسب رقص و ماشین
انواع و اقسام ریمیکس شاد با لینک مستقیم و پخش آنلاین و با کیفیت عالی 320
میکس و مسترینگ ، در واقع دو قسمت مجزا در پروسه ی ضبط تا انتشار آهنگ هستند ، که مطالب گسترده و پیچیده ی آن ، افراد زیادی را گیج می کند ! حال اگر در حال ضبط و تهیه یک آلبوم موسیقی برای فروش هستید ، میکس و مسترینگ اصولی الزامی است.
میکس کردن ، ترکیب تمام چیزهایی ست که در پروژه ضبط کرده اید یا به صورت یک فایل Midi نوشته اید . همچنین کار هایی چون افکت گذاری ، EQ ، تنظیمات لاین ها و ... از کارهای مهم میکس است . میکس ، جور کردن تکه های پازل بوده و در عین حال که قطعات را به هم متصل می کنید ، مطمئن شوید که همه چیز به هم به درستی وصل شده اند و در نهایت هم دستی به سر و روی آنچه ساخته اید، می کشید . بعد از اتمام میکس آهنگ باید حال و هوای خوبی داشته و باعث خشنود شدن شما از آن شود .
مسترینگ در حقیقت بخشیدن شفافیت و درخشش به صداها می باشد . به طور ساده ، گوش دادن به موزیک بعد از مسترینگ نباید باعث به وجود آمدن حس انفجار در اسپیکر ها شود ، به عبارتی سطح صداها با یکدیگر متعادل و در کل آهنگ حس گیرایی داشته باشد.در نظر داشته باشید ، مستریگ بحثی بسیار مبهم و سر بسته بوده و جدا از اصلاح تفاوت سطح صداها ، مستر کردن به طرزی باور نکردنی ، پروسه ای وابسته ای به علم در این زمینه است ! هم اکنون برنامه هایی وجود دارند که به شما کمک می کند ، خودتان مسترینگ کنید اما اگر برای پخش آهنگ خود برنامه دارید ، خرج برای حرفه ای تر شدن این کار ، سرمایه گذاری خوبی ست از ابتدا نیازی به حرفه ای بودن نیست اما باید سعی کنید حتی الامکان با ریمیکس ، موسیقی خود را برجسته تر کنید . پس انجام میکس صحیح امری ست که باید برای آن تلاش کنید . برخلاف مسترینگ ، میکس آهنگ را در خانه نیز می توانید انجام داد
با شکلگیری فضا برای فعالیت در موسیقی پاپ موج جدیدی از موزیسینهای ایرانی وارد بازار کار شدند. با گذشت زمان کار به جایی رسیده است که اکنون دیگر آمار موزیسینهای فعال در کشور را نمیتوان بهراحتی به دست آورد و هر روز تعداد زیادی آلبوم در بازار موسیقی منتشر میشوند که عمدتا جایگاهی پیدا نمیکنند و به اصطلاح مرده به دنیا میآیند. در این شرایط گاهی آثار برخی موزیسینها مورد توجه قرار میگیرد؛ اما پس از مدتی به فراموشی سپرده میشود و چهرههای دیگری جایگزین میشوند و چرخه به شکل معیوبی ادامه دارد. خاطره جمعی ایرانیها اما حکایت دیگری را روایت میکند. مردم هنوز با آثار قدیمی ارتباط بیشتری برقرار میکنند و نیازهای موسیقایی خود را از کارهای قدیمی تغذیه میکنند.
اینکه چرا چنین اتفاقی در جامعه افتاده است و موزیسینهای نسلهای تازه نمیتوانند آثاری را خلق کنند که در بلندمدت ذهن مخاطبان را تسخیر کند، سوالی است که در سالهای گذشته همواره مورد بحث بوده است. در این میان بسیاری از موزیسینها با بازخوانی آهنگ قدیمی سعی کردهاند مخاطب جذب کنند که برخی از آنها موفق هم بودهاند و معمولا بهعنوان موزیسینهایی که کارهای دیگران را بازخوانی میکنند، شناخته میشوند. البته عدهای هم بودهاند که کارهای قدیمی را خوانده و آنقدر بیکیفیت اجرا کردهاند که اعتراضهایی را هم به وجود آوردهاند
سبک، گونه یا ژانر موسیقی یک مقوله یا نامی قراردادی است که برای توصیف صفات قطعههایی از موسیقی که متعلق به رسوم مشترک هستند یا دستهای از قراردادها است، به کار میرود.
موسیقی میتواند از طرق بیشماری در سبکهای گوناگون تقسیم شود. ماهیت هنری موسیقی به این معنی است که این گونه طبقهبندیها عمدتاً قراردادی و بحثبرانگیز هستند، و احتمال همپوشانی نام سبکهای متفاوت وجود دارد. الگوهایی که گاه برای ردهبندی سبکهای موسیقی استفاده میشود عبارت هستند از سه رده اصلی: آهنگ عاشقانه ، پرطرفدار (پاپ) و سنتی و آهنگ شاد ؛ الگوهای تفکیککننده دیگر نیز عبارت هستند از: برهه زمانی، ریشههای منطقهای و ملی؛ تکنیک اجرا و نحوه انتخاب سازها؛ ریشههای در هم آمیخته شده؛ کارکردهای اجتماعی.
عوامل متمایزکننده موسیقی هنری، ترانه پاپ و موزیک شاد
موسیقی شناسان گاهی موسیقی را توسط عوامل متمایزکننده سهگانهای مانند مثلث فیلیپ تگ (سه سبک بدیهی فولک، هنری و پاپ) دستهبندی میکنند. او توضیح میدهد که هر یک از این سه سبک قابل تمییز نسبت به دیگری قابل شناسایی است.
دوره زمانی
موسیقی گاه توسط دوره زمانی ظهور یا زمان اوج طرفدارهای آن دستهبندی میشود، مانند: موسیقی راک دهه ۵۰ میلادی، موسیقی قرن ۱۷ ام، یا موسیقی دوره رمانتیک.
موسیقی ملی-منطقهای
این مسئله نیز امکانپذیر است که موسیقی سنتی را توسط عوامل جغرافیایی دستهبندی کنیم. به عنوان مثال میتوان به موسیقی استرالیا به عنوان معیار اصلی که شامل موسیقی راک استرالیا، موسیقی محلی استرالیا، موسیقی غیر بومی و موسیقی جز یا کلاسیک استرالیا است، اشاره کرد.
تکنیک و سازبندی
موسیقی و آهنگ های جدید همچنین از طریق جنبههای تکنیکی مانند سازهایی که برای اجرای آنها استفاده میشود طبقهبندی میشود. برای مثال موسیقی راک اغلب با ساز گیتار الکتریک و موسیقی کلاب با استفاده از درام-ماشین یا سینث سایزرها مرتبط شمرده میشود.
ریشههای در هم آمیخته
احتمال میرود که یک سبک ترانه برای بیان ریشه خود به عنوان دو سبک در هم آمیخته شده مانند راک-بلوز و جز-لاتین برچسب در یافت کند. از برخی سبکها بدون نام بردن از دو سبک در هم آمیخته شده برای آنها استفاده میشود. مثال این موضوع سبک های پاپ کراس اور یا فیوژن-جز (ترکیبی از جز و موسیقی راک) است.
کارکردهای اجتماعی
موسیقی همچنین میتواند توسط کارکردهای اجتماعی آن دستهبندی شود. مثالهای بدیهی آن عبارت اند از: موسیقی عروسی یا موسیقی سال نو
ترانه به معنی شعر و آهنگی که خواننده آن را تحت قواعد موسیقایی اجرا کرده باشد گفته میشود. به تعبیر دیگر هر شعری که قابلیت موسیقایی داشته باشد را میتوان ترانه دانست. یک آهنگ ممکن است توسط یک خواننده بطور تکی خوانده شود یا به همراه گروهی از خوانندگان بهطور دو نفره، سه نفره یا بیشتر که در یک هارمونی مشخصی با هم اجرا میکنند؛ ولی این شکل برای ارکسترهای بزرگ کلاسیک یا اپرا مورد استفاده قرار نمیگیرد. ترانه غمگین که توسط بیشتر از یک نفر، در یک گروه در رنگ آمیزیهای کلامی و در چند هارمونی خوانده میشود را کر مینامند همچنین موسیقی های بسیاری نیز بوده اند که تاثیرات زیادی را داشتند آهنگ های کودکان , آهنگ های ایرانی , آهنگ های شمالی , آهنگ های دل شکستن , ترانه های عاشقانه , ترانه شاد , ترانه زیبا , ترانه کودکانه , ترانه قدیمی , موزیک جدید , موزیک عالی , موزیک قشنگ , موزیک شاد , موزیک غمگین , آهنگ تولد , آهنگ شاد , موزیک تکنو , موزیک ترنس , موزیک ,
دوران معاصر
در دوران معاصر، قافیهدار بودن و سازگار بودن شعر با عروض دیگر از پیششرطهای ترانه بودن یک شعر نیست.[۲]
درونمایهٔ
ترانه ها معمولاً تودهای و عامیانه و احساسی است. فراق، غربت، عشق و
محبت، دشمنی، دادخواهی، مبارزه با ظلم و ستم، آموزش و … از موضوعات اصلی ترانه ها هستند
در ابتدای دورهٔ معاصر اکثر ترانه های فارسی
تغزل به سبک عراقی بوده و به پیروی از بزرگان این سبک مانند حافظ و سعدی
سروده شدهاست. از آنجا که تنها سبک موجود آن روزگار موسیقی ردیفی و
دستگاهی بود، تا سالها در زبان و قالب ترانه تغییر جدی پدید نیامد.[۲]
در سالهای آغازین دههٔ پنجاه، با آغاز موج نوی ترانه یا همان ترانه نوین و تولد موسیقی پاپ
در ایران، زبان به فراخور موسیقی دچار شکستگی شد و به واقع به زبان
گفتاری مردم کوچه و بازار نزدیک شد. ترانه از آن پس از تعاریف قالبهای
کلاسیک بیرون آمد و در حقیقت تعریف آن دیگرگون شد. از آن تاریخ تا امروز
تغییر بنیادین به مثابهٔ آنچه در دههٔ ۵۰ اتفاق افتاد، در ترانه رخ
ندادهاست؛ ولی شاهد فراز و نشیبهای بسیاری به فراخور تغییرات فرهنگی،
سیاسی و اجتماعی، در آن بودهایم.
افغانستان از دیرباز گذرگاه و محل برخورد و آمیزش قومهای گوناگون
بودهاست. تجمع تشکلهای نژادی - قومی در این سرزمین، شکل ویژهای به
ساختار اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن دادهاست. این اقوام به زبانها و
گویشهای گوناگونی که به ۳ یا ۴ خانواده از زبانهای عمدۀ هندوایرانی،
اورالی - آلتایی، دراویدی و احیاناً سامی تعلق دارند، صحبت میکنند. دو
زبان اصلی مردم افغانستان فارسی دری و پشتو، هر دو از شاخهٔ ایرانیِ
خانوادۀ هندواروپایی است و در قانون اساسی جدید افغانستان نیز، هر دوی این
زبانِ رایج، به عنوان زبانهای رسمی پذیرفته شدهاست. بیش از نیمی از مردم
افغانستان فارسیزبان هستند، در حالیکه کمتر از 42 درصد به زبان همدانی
تسلط دارند، "ولی همه به زبان فارسی آشنائی دارند ". جمعیت به زبان فارسی،
از گروه غربی زبانهای ایرانی سخن میگویند همچنان در ولایتهایی که بیش از
دوسوم مردم آن گویشور زبانی دیگر باشند، آن زبان به عنوان زبان رسمی سوم
تلقی میشود.
گویشوران زبان فارسی در افغانستان،
مردمان تاجیک، هزاره، چهار ایماق و قزلباش هستند که عمدتاً در مناطق غربی،
شمالی و مرکزی کشور زیست میکنند. زبان فارسی در نگارشهای رسمی دولتی
افغانستان با نام «زبان دری» یاد میشود، ولی مردم افغانستان در زبان
گفتاری، زبان خود را با نام «فارسی» میشناسند. لهجههای مختلفی از زبان
فارسی در افغانستان متداول است، از جمله هزارگی، هراتی، کابلی و.... گویش
فارسی متداول در هرات، بادغیس و فراه که تحت نام لهجه هراتی شناخته
میشوند، به گویش فارسی زبانان شمال شرق ایران شباهت زیادی دارد و با گویش
مرزنشینان ایران تقریباً یکی است. این گویش با گویشهای رایج در استانهای
خراسان ایران در یک رده بندی قرار میگیرند. لهجههای شرق افغانستان از
جمله لهجه بدخشی با لهجههای فارسی تاجیکستان شباهت دارد.
پشتو،
زبان رسمی دیگر افغانستان از شاخهٔ ایرانی شمال شرقی است. گویشوران آن قوم
پشتون میباشند و در افغانستان و پاکستان زندگی میکنند. زبان پشتو در
نواحی جنوبی و شرقی کشور افغانستان و قسمت شمال غربی پاکستان متداول است.
گروهی از پشتو زبانان در بلوچستان و در چیترال و کشمیر و در کنار مرزهای
ایران و افغانستان سکونت دارند. هر چند زبانهای فارسی و عربی در این زبان
نفوذ یافته، پشتو بسیاری از خصوصیات اصیل زبانهای ایرانی را حفظ کرده و خود
لهجههای مختلف دارد مانند وزیری، اَفریدی، پیشاوری، قندهاری، غلزهای،
بنوچی و غیره. طبق آخرین آمارهای بینالمللی زبانهای افغانستان به شرح زیر
است؛ "52% فارسی دری زبان، 42% پشتو زبان، 2% ترکمنی، 2% ازبکی، 2% بقیه
زبان ها".
زبانهای ایرانی دیگر افغانستان، زبانهای پامیری هستند
که در فلات پامیر در مسیر درۀ پنج (آب پنج)، به خصوص در ولایت خودمختار
کوهستان بدخشان در جمهوری تاجیکستان و نیز در استان بدخشان افغانستان رواج
دارند. این زبانها به پنج گروه تقسیم میشوند
گروه شُغنی ـ روشانی، با حدود ۱۰۰هزار گویشور، شامل:
شُغنی یا شُغنانی در شهر خاروغ و نواحی شُغنان، راشتقلعه، بَرواز و
روستای بَجو در ناحیۀ روشان(گونۀ بَجوی)، و در طول شاهدرّه و درۀ غُند
(گونت) در تاجیکستان و نیز در ساحل غربی رود پنج در افغانستان؛
روشانی، روشنی یا روشنایی در دو سوی رود پنج در ناحیۀ روشان در مجاورت
نواحی شغنی زبان و نیز در درۀ خوف در تاجیکستان (گونۀ خوفی) و نیز در ناحیۀ
روشان در بدخشان افغانستان؛
بَرتَنگی در مسیر درۀ بَرتَنگ در ناحیۀ روشان تاجیکستان؛
رُشُروی یا اُرُشُری در مسیر رودهای مُرغاب و گودره در شمال نواحی برتنگی زبان در تاجیکستان؛
سَریکُلی، سَریقُلی یا سَرِقولی در ایالت سینکیانگ چین در شرق سلسله جبال
سَریگُل با ۳ گونۀ تاشقورغانی، وَچینی و برونگسالی.
گروه یَرغُلامی، در جنوب شرقی تاجیکستان در درۀ رود یَزغُلام که از شاخابههای سمت راست رود پنج است، با حدود ۳ هزار گویشور.
گروه اِشکاشمی ـ زیباکی ـ سَنگلیچی، شامل:
اشکاشمی در درۀ اِشکاشم در جنوب تاجیکستان با حدود ۱۲۰۰ گویشور، اما بیشتر
در افغانستان در ناحیهای که رود پنج به سوی شمال میپیچد و نیز در
سرچشمههای رودوَردوج؛
زیباکی در سرچشمههای رود وردوج در افغانستان؛
سنگلیچی در درۀ سنگلیچ در سرچشمههای رود وردوج.
گروه وَخی یا وَخانی در گذرگاه وَخان در میان پامیر و هندوکش در مسیر
شمالی رود پنج در تاجیکستان و افغانستان، نیز در ناحیۀ چیترال در ایالت
جامو و کشمیر پاکستان و نیز در ایالت سین کیانگ چین، جمعاً دارای حدود
۳۹هزار گویشور.
گروه وَنجی، که اکنون مرده است، اما ساکنان درۀ رود
وَنج، مسیر یکی از شاخابههای سمت راست رود پنج، تا اوایل سدۀ ۲۰م و پیش از
پذیرش زبان تاجیکی بدان تکلم میکردند.
اکثر افغانستانیها دوزبانه هستند.
دوزبانگی
در بین مردم افغانستان نسبتاً معمول است و پیوستگی زبان به گروه قومی خاص
همیشه آشکار نیست. برخی از غیر پشتونها، به عنوان مثال، به پشتو سخن
میگویند، در حالی که تعداد زیادی از پشتونها، به ویژه در مناطق شهری، یکی
از لهجههای فارسی را قبول کردهاند و همچنین به دلیل همین نردیکی زبان
افغانی با زبان فارسی مردم به آهنگ های افغانی با گویش مخصوص افغانی ها میباشد علاقه بسیار زیادی دارند
زبانهای
هندواروپایی دیگر افغانستان، که توسط گروههای کوچکتر قومی کاربرد
میشوند، شامل زبانهای داردی غربی (پشهای)، نورستانی یا کافری، بلوچی، و
تعدادی از زبانهای هندی هستند که گویشوران آنها عمدتاً در درههای
دورافتاده در شمال شرق این کشور زندگی میکنند. گویشوران زبانهای ترکی، که
شاخهای از زبانهای آلتایی هستند، مردمان ازبکها و ترکمن هستند که از
آخرین مهاجران تازهواردی میباشند که از استپهای آسیای مرکزی به مناطق
شمالی افغانستان مهاجرت کردهاند. زبانهای تُرکی شامل زبانهای اُزبکی،
ترکمنی و قرقیزی است که آخری در نقاط دوردست شمالشرقی کاربرد میشود. در
افغانستان همچنین گروههای بسیار کوچک گویشور زبانهای دراویدی وجود دارد
که در مناطق دوردست جنوبی کشور ساکن هستند
زبان فارسی دری
زبان
فارسی رایج در این کشور عمدتاً فارسی دری است. این گونه زبانی در
نگارشهای رسمی دولتی افغانستان با نام «زبان دری» یاد میشود، ولی مردم
افغانستان در زبان گفتاری، زبان خود را با نام فارسی میشناسند. فارسی دری و
پشتو در افغانستان دو زبان رسمی در کل کشور هستند. اخیراً دولت افغانستان
قانونهایی برای پالایش زبان فارسی در افغانستان گذاشته است. همچنین گاه
جنجالهایی بر سر استفاده از برخی واژهها مانند «دانشگاه» و «پارلمان» پیش
آمدهاست. همچنین دیدگاههای متفاوتی دربارهٔ آسیبشناسی زبان فارسی در
افغانستان وجود دارد.
تقسیمات زبانهای افغانستان به اساس نژاد و ملیت
زبان
آریانی (ارانی) زبان فارسی رایج در این کشور عمدتاً فارسی دری است. این
گونه زبانی در نگارشهای رسمی دولتی افغانستان با نام «زبان دری» یاد
میشود، ولی مردم افغانستان در زبان گفتاری، زبان خود را با نام فارسی
میشناسند. فارسی دری و پشتو در افغانستان دو زبان رسمی در کل کشور هستند.
اخیراً دولت افغانستان قانونهایی برای پالایش زبان فارسی در افغانستان
گذاشته است. همچنین گاه جنجالهایی بر سر استفاده از برخی واژهها مانند
«دانشگاه» و «پارلمان» پیش آمدهاست. همچنین دیدگاههای متفاوتی دربارهٔ
آسیبشناسی زبان فارسی در افغانستان وجود دارد
زبان آریانی (ارانی)
پشتو : این زبان در بین مردم پشتون در جنوب و جنوب شرقی افغانستان رواج دارد و یکی از دو زبان رسمی افغانی است.
فارسی دری :این زبان در مناطق غربی، شمالی شرقی مناطق مرکزی و در اکثر
نقاط افغانستان مروج و مردم تاجیک، هزاره، ایماق، قزلباش و هراتی با آن
تکلم مینمایند. به علاوه زبان فارسی دری از گذشتههای دور در افغانستان
زبان رسمی بوده و به این دلیل اکثر مردم افغانستان قادر به تکلم این زبان
هستند.
بلوچی: به شکل قبیلوی در مرو واقع (شمال افغانستان) و در مناطق جنوبی هلمند نیمروز قندهار میان یکتعداد مردم مروج است.
کردی: باشنده گان میان سرحد افغانستان و ایران و مردم غوریان با این زبان صحبت میکنند.
برکی اورمری یا ارموری: دربرکی برک لوگر: در یک منطقه از ولایت لوگر با آن
تکلم صورت میگیرد ولی ساحه آن روز به روز محدود شده و از رواج افتاده
است.
پریا: زبان مردم تاجیک اند که در لغمان زندگی دارند دارای ۳۰۰ گوینده میباشد
زرگری:بنام زبانهای رومانی یا بالکان یاد میگردد در شمال افغانستان متکلمین دارد.
زبان غلیچه پامیری
این زبان در زبانهای ارانی داخل شده و به کوهستانی نیز شهرت دارد.
منجی و بدغه :در منطقه منجان (میان نورستان و بدخشان) و چترال مروج است.
واخی :با این زبان در مناطق شمال شرقی یعنی واخان تکلم میشود.
سریکلی: مردم شمال واخان افغانستان با آن صحبت مینمایند.
اشکاشمی: مردمان شرق بدخشان و غرب واخان و مردم کنارههای دریای آمو با آن تکلم مینمایند.
سنگلیچی: مردم مناطق سنگلیچ واستکول که در شمال سنجان واقع اند با این زبان حرف میزنند.
زیباکی: در نزدیکی سنگلیچ رواج دارد.
شغنی یزغلامی: مردمان شمال و شمال غرب اشکاشم با آن تکلم مینمایند.
روشانی و ارشیری: این زبان در کنار شرقی بدخشان و سواحل دریای آمو مروج بوده مردم با آن گفتگو میکنند.
زبانهای نورستانی
وایگلی: مردم دره نورستان. باشنده گان اطراف دریای وایگل و در شرق تا
دریای کنر با این زبان صحبت مینمایند. ۲۰۰۰ گوینده دارد. دارای لهجه کلاش
اله میباشد.
اشکونی: ساحه این زبان در نورستان میان مناطق کتنی و وایگلی موقعیت دارد. در سال ۱۹۹۴ دو هزار گوینده داشت.
پرسونی یا واسیویری: در شمال نورستان و کناههای دریای پرسن مردم با آن صحبت مینمایند. ۲۰۰۰ گوینده دارد.
پارونی: در نورستان مرکزی
تری گامی یا گامبیری ۱۰۰۰ گوینده دارد.
زمیاکی: ۵۰۰ گوینده دارد.
کلشه یی و کهواری: در مناطق شرق نورستان با آن تکلم صورت میگیرد.
زبان داردی
پشهای. ساحه این زبان از گلبهار و کوهستان شروع تا تگاب. نجراب. لغمان و دره نور گسترش دارد.
گالمی:در کوهای سواد کنار دریای پنجکوره و کنرهار زندگی دارند.
پراچی: ۶۰۰۰ گوننده در کشور دارد. محلان در شتل غچولان و دره بچغان به این زبان صحبت مینمایند.
شمشتی شومهشتی یا شومهشت، (Shumashti): گوینده گان این زبان ۱۰۰۰ (۱۹۹۴)
نفر بوده مردمان کنار دریای کنر بین دره پیچ و جلال به این زبان صحبت
میکنند..
زبان داملی(Dameli): مردمان دره دامیل کنار دریای ارندوی
دو طرف سرحد خط دیورند جنوب ولسوالی چترال به این زبان تکلم مینمایند.
گوینده گان این زبان حدود ۵۰۰۰ نفر میباشد.
گوارباتی: زبان مردم
ارندوی نورستان است که حدود ۸یا ۹ قریه بوده دارای ۱۴۰۰۰نفوس میباشذ. در
درههای چترال ارندو وکناردریای کنر جنوب ارندو زندگانی دارند.
نان گالمی
گرنگالی
زبان کوهستانی
زبانهای ترکی
ازبکی: بهطور عموم در بعضی ولایات شمالی کشور با این زبان تلکم میشود.
قزاقی :در مناطق مختلف شمالی افغانستان و در قلعه نو بادغیس رواچ دارد.
قرغزی: در بعضی حصص ولایات شمالی و شمال شرقی با این زبان تکلم میشود.
سرتی و یاترنچی: در بعضی نقاط افغانستان و به خصوص مردم میان چین و افغانستان با آن مکالمه مینمایند.
ترکمنی: در شمال غرب افغانستان تا سرحد هرات این زبان مروج است.
آذری: زبان سابق ترکی آذربایجانی است که در افشار نانکچی کابل رواج دارد.
قره کلپاک: مردمان قره کلپاک شمال افغانستان با این زبان صحبت مینمایند.
زبانهای هندوکشی یا هندوکوئی
زبان هندکی زبان آریانا قدیماند. مردمان چون مصلی وانگ والا شادی باز
جلالی پیکراغ گوتانا و شیخ محمدی به این زبان صحبت مینمایند.
زبانهای سامی
عربی: در ولایت بلخ در کنار بوینه قره مردم دو قریه با آن صحبت میکنند.
دراویدی
براهوئی: مردم کویته بلوچستان و مستونگ و قسمتهای جنوبی ولایت هلمند با آن تکلم مینمایند.
مغلی
مغولی: در چند محله محدود ولایت هرات مردم با آن تکلم مینمایند.
زبانهای دیگر تحقیق ناشده
زبانهای دیگر افغانستان، سریاکی؛ دیف، کالمی، ساوی، قپچاقی، قارلوق یا قرلوق، اویغوری، و وردوجیاند.
وضعیت امروزی زبانهای محلی در افغانستان
وزارت
اطلاعات و فرهنگ افغانستان در سال ۱۳۸۷ (معادل با ۲۰۰۹ میلادی) از خطر
نابودی بعضی زبانهای بومی در این کشور خبر میدهد. در حال حاضر مردم
افغانستان به بیش از ۳۰ زبان بومی سخن می گویند. نجیب الله منلی، مشاور
وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گوید زبانهای پامیری در بدخشان در شمال
شرق این کشور و اویغوری در لوگر در جنوب شرق کابل از شمار زبانهای در
معرض خطر است. زبانهایی بومی که در مناطق دوردست افغانستان کاربرد
محدودتری دارند، با وضعیت متفاوت تر از زبانهای پشتو و فارسی مواجه هستند.
بسیاری از این زبانها هنوز الفبا ندارند و گویشوران شماری از این زبانها
از حروف زبانهای فارسی و پشتو استفاده میکنند. قانون اساسی افغانی
ها زبان های فارسی دری و پشتو را زبانهای رسمی خوانده و همچنین ۶ زبان
دیگر، از جمله ازبکی، ترکمنی، پشه ای، نورستانی، بلوچی و پامیری را در
مناطقی که بیشتر مردم به آنها سخن می گویند به عنوان زبان سوم رسمی شناخته
است. برخی کارشناسان می گویند کارهایی که تا اکنون در مورد بسیاری از
زبانهای بومی در افغانستان انجام شده، در حدی نیست که از نابودی تدریجی
این زبانها به گونه موثر جلوگیری کند. به نظر بسیاری از زبان شناسان، اگر
برای جلوگیری از نابودی زبانهای بومی که در افغانستان در معرض خطر قرار
گرفته اند، برنامههای موثری روی دست گرفته نشود، ممکن است تا چند سال دیگر
نابود شوند. شماری از زبان ها، مانند زبانهای مغولی و ترکی که در گذشته
در افغانستان مورد استفاده برخی از گویشوران بوده، به کلی نابود شدهاست و
گویشوران آنها در حال حاضر به زبانهای دیگر سخن می گویند
منبع